ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

36

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

شده ، بنابر اين تو بانى آن نخواهى بود . ولى پسرت ، سليمان ، چون از خونريزى بر كنار مانده ، مسجد را خواهد ساخت . » از اين رو ، سليمان همين كه به پادشاهى رسيد ، آن را ساخت داود كنيزكى داشت كه هر شب درهاى خانهء او را مىبست و كليدهايش را پيش او مىآورد . و او سپس به نيايش پروردگار برمىخاست . هنگامى كه مرگ وى نزديك شده بود ، شبى ، كه مانند همه‌ى شب‌ها كنيزك درها را بسته بود ، ناگهان مردى را در خانهء خود ديد . از او پرسيد : « چه كسى تو را درين خانه راه داده است ؟ » مرد در پاسخ گفت : « من كسى هستم كه در كاخ پادشاهان ، بدون اجازهء ايشان داخل مىشوم . » داود كه اين سخن ازو شنيد ، پرسيد : « آيا تو عزرائيل هستى ؟ » جواب داد : « آرى ! » پرسيد : « پس چرا پيش ازين به من پيام نفرستادى و آمدن خود خبر ندادى تا براى مرگ آماده شوم ؟ » عزرائيل در پاسخ گفت : « من پيش از اين پيك و پيام بسيارى براى تو فرستادم . » پرسيد : « پيك‌هاى تو چه كسانى بوده‌اند ؟ »